ارسطو :
طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .
موسي :
و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوي خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .
مارکس :
مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود.
رياضيدان :
مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل :
والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
اينشتين :
رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.
پاپ اعظم:
بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت:
از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .
خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري:
چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...
روانشناس :
آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
حافظ :
عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
فردوسي :
بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه .
ناصرالدينشاه :
يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
سهراب سپهري:
مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .
طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي :
اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ? متر و ?? سانتيمتر به عقب راند.
جرج دبليو بوش :
اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .
سعدي :
و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم .
احمد شاملو :
و من مرغ را، در گوشههاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ.
لات محل :
به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفسکش
فروغ فرخزاد:
از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .
هيتلر :
اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد
فوتباليست :
آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتيم بيانصاف قبول نکرد
کودک!!!:
که به اونطرف خيابان برسه